ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:32  توسط محمد امین منوچهری
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:4  توسط محمد امین منوچهری
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:0  توسط محمد امین منوچهری
|
شهيد خسرو آرمين فرزند ابراهيم در سال 1347 در شهر کرمانشاه متولد شد و از همان اوان کودکي تحت تعاليم ديني فضاي خانوداه مذهبي خويش قرار گرفت و دوران تحصيلات راهنمائي را در مدرسه شهيد بهشتي و دوران متوسطه را تا سال دوم در دبيرستان خرد گذراند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 9:50  توسط محمد امین منوچهری
|
شهید سید محمد سعید جعفری:
شهید سید محمد سعید جعفری، ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۳۱ در قصرشيرين و در ايام تصدی پدرش برگمرک خسروی به دنيا آمد. نسل ايشان از سادات قديمی کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن (ع) می رسد. هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک- تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش در دوره کارشناسی- و آموزش های دينی و مذهبی شد تا آنجا که از ۱۶ سالگی رسماً در مساجد و جلسات مذهبی به سخنرانی می پرداخت. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 22:43  توسط محمد امین منوچهری
|
شهید جهانبخش رسولی
شهید سردار جهانبخش رسولی در سال 1335 در شهرستان هرسین در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات دبیرستانی وی با ندای حق طلبی مردم مسلمان ایران علیه نظام ستم شاهی پهلوی مصادف گردید که شهید رسولی نیز با این موج طاغوت شکن برای تحقق جامعه اسلامی در صف جوانان انقلابی قرار گرفت و هیچ کوششی در این زمینه فروگذار نکرد. وی پس از اخذ مدرک دیپلم در رشته طبیعی وارد آموزش و پرورش شد و در سنگر تعلیم و تربیت فرزندان این مرزوبوم انجام وظیفه می نمود. همزمان با شروع جنگ تحمیلی در حالیکه در کسوت معلمی درس زندگی به کودکان می داد در تنش غوغایی به پا شد و عشق به حضور در سنگر جبهه و جنگ در جبهه های حق علیه باطل او را به خود می خواند. در همین راستا او به ندای رهبر و مراد خویش حضرت امام (ره) لبیک گفت و کلاس درس و مدرسه را رها کرد و در دانشگاه جنگ حق علیه ظلمت نام نویسی و در لباس بسیجی وارد جبهه های حق علیه باطل گردید. سردار رسولی در طول 8 سال دفاع مقدس به عنوان فرمانده گردان خاطرات فراوانی را از دلاورمردیهای خود و همرزمانش برجای گذاشت وی در عملیاتهای زیادی شرکت فعال داشت تا اینکه در عملیات کربلای 5 از ناحیه هردو پا مجروح و پای چپ خود را در راه خدا ایثار نمود و باز هم به آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت در راه خدا نرسید. سردار رسول در تهران، در دانشگاه دافوس و فرماندهی و ستاد به ترتیب در مسئولیتهای فرمانده عملیات تیپ مسلم ، جانشین تیپ مسلم ، رئیس ستاد تیپ نبی اکرم (ص) ، فرمانده عملیات لشکر چهارم بعثت ، جانشین تیپ 2 نبی اکرم (ص) و فرمانده تیپ نبی اکرم (ص) به خدمتگزاری به اسلام و انقلاب اشتغال داشت تا سرانجام طی ماموریتی در تاریخ 12/10/79 در اثر صانحه اتومبیل به ملکوت اعلی پیوست . یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
از خصوصیات بارز ایشان اخلاق نیکو و از خود گذشتگی و اهل نماز شب بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 22:35  توسط محمد امین منوچهری
|
بچه های تیپ نبی اكرم (ص) و گردان حمزه سیدالشهدا بهش می گفتن آقا مهدی ولی اسمش كوروش یزدان پناه بود. از اون خالصای خود ساخته ای بود كه توجبهه حسابی خودش رو پیدا كرده بود. سه تا دیپلم داشت واز همون اول جنگ بارها برای دانشگاههای مختلف قبول شده بود. وقتی می گفتن چرا نمی ری؟ می گفت:دانشگاه واقعی همین جاست. خیلی آرام و بی صدا بود. شیر جبهه ها و مظلوم شهر! باور می كنید آقا مهدی برای خودش نماز شب رو واجب كرده بود. همیشه یك لبخند ملیح و زیبا رولبهاش همه رو به وجد می آورد. خیلی كه عصبانی می شد،می گفت ای داد بی داد! هیچكس اونو نمی شناخت. كی بوده چی كاره بوده كجا بوده و خیلی چیزهای دیگه. آروم آروم بچه های تیپ و گردان اونو داشتن می شناختن كه اون یك استاد و مفسر واقعی قرآنه و بحق خوب درسشو هم تئوری و هم عملی یادگرفته! باوجود تركشهای زیاد توبدنش پرونده بنیاد هم نداشت، با اصرار زیاد ازش خواستن یك كلاس تفسیر برای رزمندها كه همشون از قشر دانشجو و طلبه ومحصل بودند بزاره. قبول نمی كرد خلاصه با اصرار زیاد شهیدان شعبانلو ، امینی ، ظهرابی،زمانی، محمدی و روندی قبول كرد ولی شرط گذاشت اون هم این بود كه جایی نگن من مدرس قرآنم. جالبه كه شاگرداش هم مثل خودش تو جبهه ها خودشون رو پیدا كرده بودن و برای (فاستبقوا الخیرات) مسابقه گذاشته بودن، آخه اون از مدرسین و اساتید عالی عقیدتی سیاسی سپاه بود ولی گمنام و بی پیرایه تویگان رزم با بچه های گردان تو خاك و خون زندگی آسمونی می كرد، هر جا می رفت نام و نشانی از خودش باقی نمی گذاشت. غریق نجات بود، غواص بود. اطلاعات عملیاتی بود. دیده بان بود. مخابراتی بود. تگ تیرانداز بود. تعمیر كار الكترونیك بوده و خلاصه چی براتون بگم كه هرچی گفته باشم درباره این شهید وارسته خیلی كم گفته ام و به هیچ وجه نمی تونم حق مطلب را ادا كنم. همون بس خودش اونا رو به درجه لقاءالهی رسوند و خودش اونا روپیش خودش برد.
آقا مهدی در وصیت نامه گفته بود من رو با لباس سبز سپاه دفنم كنید حالا چرا؟ بعد از شهادتش تازه فهمیدن آقا مهدی در عالم رویا با حجت بن الحسن (عج) دیداری داشته و از آقا 10 تا سوال كرده اند كه 9 تای آن بین مولی و خودش بود و یكی از سوالات عمومی این بود كه آقا جون من شهید می شم یا نه؟ بعد از اینكه آقا مهدی شهید شد ما همه فهمیدیم كه چرا قبلا اصرار داشت ما همگی بریم درسمونو بخونیم ولی بعد از خوابش به ماها می گفت بچه ها فرصت كمه از جبهه نرید و بمونید. درست یكسال بعد از شهادتش ایران قطعنامه 598 رو قبول كرد و از قافله جا ماندگان تازه دریافتند كه چرا آقا مهدی می گفت بچه ها فرصت كمه نرید و بمونید. شهید مهدی یزدان پناه در عملیات نصر 7 در ارتفاعات بلفت عراق در 15 مرداد سال 1366 در زمانی كه جانشین گردان حمزه سید الشهدا تیپ نبی اكرم (ص) كرمانشاه بود به شهادت رسید. به نقل از روحانی جانباز مصیب بیانوندی *شادی روح شهدای مظلوم غرب به خصوص "شهید مهدی یزادنپناه" صلوات*
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 22:32  توسط محمد امین منوچهری
|
لاله زاران را نگرکزبرای قرب دوست
سرکشیده تا فلک اندر وصال کوی دوست
دروصال آن یگانه ساقی عشق وکمال
سرکشیدند عاشقانه سوی حق لامکان
تاکه ایمان ویقین راعارفانه نازنند
وه چه زیبا باتن خونین تااوج ملائک ره زدند
عارفانه در طریق دوست بال وپرزدند
آذری بودند در شام سیاه سوسو زدند
شعری از روح انگیز.د.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 21:24  توسط محمد امین منوچهری
|
(زندگی نامه سردار شهید حشمت الله امینی)
وقتی در غروب جمعه متصل به شب عملیات نصر 7 ، در آب های سرد رودخانه سردشت غسل شهادت انجام داد، بر ما ثابت شد که او مهاجر است و جای او در این دنیا نیست .... درخانواده ای مذهبی قدم بر این کره خاکی نهاد و او را "حشمت نامیدند" ،هیچ کس نمی توانست حشمت و جلال و شکوه و عظمت و بزرگی روح و سلحشوری و یکه تازی او را در آن روز پیش بینی کند ... و بالاخره چهاردهم مرداد ماه 1366 مصادف با عید قربان خبری همچون بمب در میان رزمندگان و آشنایان پیچید ... درخانواده ای مذهبی قدم بر این کره خاکی نهاد و او را "حشمت نامیدند" ،هیچ کس نمی توانست حشمت و جلال و شکوه و عظمت و بزرگی روح و سلحشوری و یکه تازی او را در آن روز پیش بینی کند .از همان دوران نوجوانی ،رفتار متین و علاقه اش به مسائل مذهبی و رعایت احکام اسلامی دربین همه زبان زد و مورد علاقه همگان بود. از همان دوران از رژیم طاغوت متنفر بود و علاقه شدیدی به حضرت امام (ره) و مبارزه با ظلم داشت. با برادران و خویشاوندان و دوستان انقلابی، در نشر پیام ها و نوارهای سخنرانی امام (ره) و تظاهرات انقلابی بر علیه رژیم ستم شاهی فعالانه شرکت داشت . ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 13:0  توسط محمد امین منوچهری
|
به تمام مقدسات قسم هیچ غمی بالاتر از پیام امام(ره) در مورد قبول قطعنامه از سوی حضرت ایشان بر قلبم سنگینی نكرد. رفتم بلكه عرق شرم خود را در پیشگاه خدا با خون خویش و رحمت حق از بین ببرم من بیش از این نمی توانستم شاهد مظلومیت امام باشم و در قبال آن تاب بیاوریم. تاریخ ولادت: 1330ـ ماهیدشت كرمانشاه شادی روح شهدای غریب کرمانشاه به خصوص ** شهید شیخ ذبیح الله كرمی** صلوات
خدایا! لحظات از پس هم می ایند و می روند و ما خفتگان و غرق شدگان در منجلاب مادیات و ... مقامات دنیوی و شهرت طلبی های پوچ و خط بازی های کور و غافلیم و چنان به دنیا چسبیده وسنگین شده ایم که بال عروجمان بسته شده و هر لحظه از تو بیشتر دور می شویم خطر های موجود برسر راه اسلام عزیز را فراموش کرده که خود خطری عظیم بر سر راه اسلام گشته ایم. شهید غلام رضا فرهمند که در سن ۲۵ سالگی در عملیات مرصاد به درجه رفیع شهادت رسید. شادی روح شهدای غریب کرمانشاه به خصوص** شهید غلامرضا فرهمند ** صلوات
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 12:57  توسط محمد امین منوچهری
|
|
view/sta
![]() فال حافظ ![]() کد بازی آنلاین |
||||||||||